ردیابی برچسب‌ها
برچسبی وجود ندارد
مدیریت دسته بندی‌ها

اين دو امر مهم همچون دو بالي است كه جامعه را حفظ مي‌ كند

علم و اخلاق، اين دو امر مهم همچون دو بالي است كه جامعه را حفظ مي‌ كند. آنانكه بر كرسي علم نشسته اند بايد مباحث خود را عالمانه مطرح كنند، نه آنكه علمي سخن بگويند و عوامانه فكر كنند. همچنين آنانكه بر كرسي اخلاق نشسته اند بايد قلمشان متخلقانه باشد، نه آنكه از اخلاق سخن بگويند و غير اخلاقي بيانديشند. از همين رو آنانكه با قلم خويش دست به افشاگري مي زنند، ولو اخلاق را بهانه مي كنند، اما كارشان اخلاقي نيست، چراکه كارشان آميخته با هتك حرمتها و آبرو بردنهاي بسياري است.

خداوند سبحان در آغاز بعثت به دو امر مهم اشاره فرموده است:
   
علم
    اخلاق
 اين دو امر مهم همچون دو بالي است كه جامعه را حفظ مي‌ كند. آنانكه بر كرسي علم نشسته اند بايد مباحث خود را عالمانه مطرح كنند، نه آنكه علمي سخن بگويند و عوامانه فكر كنند. همچنين آنانكه بر كرسي اخلاق نشسته اند بايد قلمشان متخلقانه باشد، نه آنكه از اخلاق سخن بگويند و غير اخلاقي بيانديشند. از همين رو آنانكه با قلم خويش دست به افشاگري مي زنند، ولو اخلاق را بهانه مي كنند، اما كارشان اخلاقي نيست، چراکه كارشان آميخته با هتك حرمتها و آبرو بردنهاي بسياري است.
 
بنابراين عالِمي كه علمي سخن مي گويد و عرفي مي انديشد و معلم اخلاقي كه از اخلاق سخن مي گويد و غير اخلاقي مي انديشد، هيچگاه به مقصد نمي رسد.


پيوند علم با اخلاق در قرآن کريم
 با نگاهي به نخستين آياتي كه بر پيامبر نازل شده است، در مي يابيم كه خداوند در اين آيات، ابتدا بر روي علم انگشت گذاشته است: ﴿إقرَأ و رَبّك الأكرَم ٭ الَّذي عَلَّم بالقَلم ٭ علَّم الإنسانَ ما لم يَعلم‏﴾[1].
يعني خداوند در طليعه وحي، از علم و قلم و انديشه، سخن گفته است، و پس از آن ما را به اخلاق دعوت كرده است؛ ﴿أ لَم يَعلَم بِأنّ اللّهَ يَري﴾[22]، مگر انسان نمي داند كه در محضر ذات اقدس اله قرار دارد؟
 از طرفي انسان از آن رو كه انسان است جامه كرامت در بر دارد، و خداوند كه در ابتداي وحي خود را «أكرم» معرفي نموده است؛ ﴿إقرَأ و رَبّك الأكرَم﴾، بدان معنا است كه درس كرامت به انسان مي دهد و انسان در كلاس درس يك كريم نشسته است.
 
بر اساس اين آيات مي توان دريافت كه «كرامت و اخلاق» با «انديشه و قلم» آميخته است. لذا آنکه در وادي انديشه قلم مي زند، ابتدا بايد متخلق شود. بر این اساس آنانکه با قلمشان ديگري را مي رنجانند، به هيچ رو اخلاقي سخن نمي گويند.
 
بنابراين بر اهل قلم و انديشه فرض است كه در گام نخست به تهذيب خويش بپردازند، تا در صحنه قيامت بتوانند پاسخ گوي عملكرد خود باشند.


فعاليت در فضاي حقيقي و نه مجازي
 فعاليت اهالي قلم در واقع در فضاي حقيقي صورت مي گيرد نه در فضا مجازي، زيرا در عالمِ واقع، فضاي مجازي وجود ندارد، و اصطلاحي كه تحت عنوان «فضاي مجازي» مشهور شده است، حقيقت ندارد. زيرا فضايي كه در آن انديشه، نقل و انتقال مي يابد يك فضاي حقيقي است. بنابراين ما با فضاي حقيقي روبرو هستيم. از طرفي آنچه مي تواند اثر بگذارد و اثر بپذيرد، حقيقت است نه مجاز، چراكه از مجاز كاري ساخته نيست.
 
لذا چنانچه روشن شد ما با فضاي حقيقي سر و كار داريم نه فضاي مجازي، از همين رو ديگر نبايد تعبير «فضاي مجازي» را براي عالم حقيقت به كار ببريم.


اهميت قلم و نگارش
كار قلم و نگارش، نزد خداوند آنقدر اهميت دارد كه خدواند در قرآن كريم، به مكتوبات قسم ياد كرده است؛ ﴿ن و القَلمِ و ما يَسطُرون﴾[33]، يعني خداوند به تمام كلمات و سطرهايي كه به وسيله صاحب قلم مسطور مي شود، قسم ياد كرده است. قسم قرآن هم بنابر تعبير لطيف مرحوم علامه طباطبايي، بر خلاف قسم هاي ديگر است. زيرا قسم هايي كه در محاكم به كار برده مي شود در مقابل دليل است ولي قسم هاي قرآن به خودِ دليل است، يعني به خود دليل قسم ياد مي شود. لذا آنجا كه سخن از علم و فضايل باشد، به خود علم و اسباب نگارش علم قسم مي خورد. پس علم يك واقعيت خارجي است و همچون نوري است كه هرجا گسترده شود، روشني به همراه او مي آيد.


اهميت فضاي فرهنگي
فعاليت در فضاي فرهنگي يكي از بهترين و برترين كارهاي است که انسان مي تواند انجام دهد، اما فعاليت صحيح در اين فضا بايد از درون خود انسان آغاز شود:
گر شود دشمن دروني نيست ٭٭٭ باكي از دشمن بروني نيست
 بر اساس فرمايش پيامبر اسلام؛ «تنها دشمن انسان مرگ اوست»، زيرا مرگ خط آخر است. اما در نهايت اين انسان است كه در حقيقت مرگ را مي ميراند و انسان وقتي مرگ را ميراند، بر اساس بيان نوراني حضرت سيد الشهداء كه فرمود: «ما الموت الا قنطره»[4]، روشن مي شود كه مرگ در واقع زير پاي انسان است نه اينكه روبرو يا بالاي سر او باشد. چراكه انسان روي مرگ پا مي گذارد و به سوي ديگر مي رود. حال وقتي انسان به اين باور رسيد كه او مرگ را مي ميراند، در تمام گفتار، رفتار و كردارش به مراقبه مي پردازد و اخلاقي مي شود.


نقش اخلاص در تعالي اهل قلم
 اگر در همه فعاليت هاي اهالي قلم، خلوص وجود داشته باشد، كار آنها معطر خواهد شد، و كار معطر باعث جذب ديگران مي شود. زيرا خود خلوص آنقدر معطر است كه نياز نيست كسي به دعوت بپردازد، بلكه خود خلوص چنان جاذبه اي دارد كه همه را به سوي خود دعوت مي كند. انسان مادامي كه چشم و گوش جانش بسته نباشد، مشتاق انسان هاي خوب است. در قرآن كريم نيز آمده است: ﴿فَألهَمَها فُجورَها و تَقواها﴾[5]. از همين رو اگر يك اهل قلمي خالصا لوجه الله قلم بزند، همه به او ارادت پيدا مي كنند.
پس قلم طيب و طاهر چنان است كه خود معطر است و نيازي نيست كه ديگران بگويند و نياز نيست كه براي آن تبليغ شود.
 
در آخر متذکر مي شويم که كار نگارش و قلم زني كار مهم و بسيار پر بركتي است، زيرا منجر به پرورش فكر و انديشه مي شود و از اهالي قلم نيز انتظار مي رود چنان قلم و نگارشي داشته باشند كه خداوند سبحان بتواند به آن سوگند ياد كند.
برگرفته از صحبت هاي حضرت استاد در ديدار با اعضاي علمي «انجمن انديشه و قلم»

[1] .
سوره علق، آيات 3 - 5.

[2] .
سوره علق، آيه 14.

[3] .
سوره قلم، آيه 1.

[4] .
معاني الاخبار، ص 288.

[5] .
سوره شمس، آيه 8.