| صفحه 7
از 160
|
 |
عترت>حيات عارفانه امام على «عليه السّلام»
|
علي (عليهالسلام) كه تجلّي عالي ذات اعلاي الهي است برتر از آن است كه به وصف درآيد و براي او شبيه و نظيري ذكر شود؛ همان گونه كه خود دربارهي شناخت پروردگار خويش فرمود:"لم يُطْلِع العقول علي تحديد صفته ولم يَحْجُبها عن واجب معرفته".(1) همواره با الهام از بيان آن حضرت، ضمن اظهار خضوع و اعتراف به عجز، شناخت علي (عليهالسلام) و معرّفي و تعريف آن حضرت در حدّ توان لازم است.
خورشيد وجود او مانع نگرش و ظاهر هستي وي حجاب باطن اوست. آن موجودِ علْوي و سماوي كه در كوتاه مدّتي زميني شد، تنها كعبه ميتوانست تجلّي وجودش را پذيرا باشد و تنها محراب عبادتِ مسجد توان تحمّل بار سنگين شهادتش را داشت. هرجا كه پا مينهاد سراج فتح و چراغ ظفر ميافروخت.آغاز حياتش طلوع هدايت و انجام شهادتش غروب سعادت بود. هر روز پيش از فجر طلوع ميكرد و به فجر طلوع كردن ميآموخت. غروب آفتابْ طلوع مناجات او بود و طلوع آفتابْ طليعهي جهاد او.
دنيا با تمامِ قامت در مقابل علي به طنازي و تننازي ايستاد و علي با تمامِ قامتْ طغواي دنيا را با تبر تقوا شكست. قبضه شمشير در كف علي به خود ميباليد و احساس غرور ميكرد و تيغ شمشير برق زنان و رقص كنان خود را نماد آن قدرت يگانه دانسته، فخر ميكرد.
همه و همهي جلوههاي كامل و كاملترين جلوههاي انساني، كه مَلك و فَلَك را به شگفتي نشانده است، مرهون حيات عارفانه و زندگاني شاهدانه اوست. او كه
(1) نهجالبلاغه، خطبهي 49، بند 3.
|
|
|